
مقدمه
روز سهشنبه، 17 فوریه 2026م، پایاننامهای در مقطع دکتری با عنوان «احساسات ملی و انسانی در شعر محمد انور بسمل» در دانشگاه الازهر مورد دفاع قرار گرفت.
این پژوهش بهوسیله دکتر شیما، استاد زبان فارسی در دانشکده علوم انسانی، و تحت اشراف علمی دکتر عفاف زیدان، رئیس پیشین دانشکده مطالعات انسانی و از نخستین زنان مصری که در دهه شصت میلادی بهمنظور فراگیری زبان فارسی به افغانستان سفر کرده است، و نیز با مشارکت استاد دکتر نجات عبد الحمید الشیخ، استاد زبان فارسی در دانشگاه الازهر، به انجام رسیده است.
داوری این پایاننامه را استاد دکتر عبدالعزیز مصطفی بقوش، استاد زبان فارسی در دانشکده دارالعلوم دانشگاه قاهره و کارشناس زبان فارسی در فرهنگستان زبان عربی، و نیز استاد دکتر عزه عبدالله مسلم، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشکده مطالعات انسانی دانشگاه الازهر، بر عهده داشتهاند.
این پژوهش با رویکردی تحلیلی به بررسی ابعاد گوناگون اندیشه و سرودههای محمد انور بسمل، از شاعران برجسته معاصر افغانستان، پرداخته و در پی آن است تا نقش وی را در تبیین مفاهیم ملی، انسانی و اجتماعی تبیین نماید.
اهمیت این پایاننامه در آن است که در شرایط کنونی، جوامع انسانی بیش از پیش به الگوهایی از شخصیتهای وطندوست و متعهد به ارزشهای دینی و ملی نیازمندند.
در این مقاله، تلاش خواهد شد تا با نگاهی اجمالی و در عین حال تحلیلی، مهمترین محورها و یافتههای این پایاننامه معرفی و بررسی گردد.
ساختارپایاننامه
این پایاننامه در قالب یک مقدمه، سه بخش اساسی تنظیم شده است. در بخش نخست، به زندگی، شخصیت و زمینههای فکری بسمل پرداخته شده و نقش وی در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان بررسی گردیده است.
در بخش دوم پزوهشگر به برجستهترین مضامین ملی، انسانی و اجتماعی در اشعار او پرداخته وچنین می نگارد:
«بسمل» از مبارزان علیه استعمار بریتانیا بود، و عشق به وطن از کودکی در رگهایش جریان داشت. او به محض آنکه پا به سن جوانی گذاشت، بر آن شد تا در دردها و دغدغههای میهنش شریک شود؛ چرا که معتقد بود رهایی از این وضعِ اسفبار، جز با شورش علیه دشمن میسر نیست.
بسمل همچنین به وحدت صفوف و یکپارچگی و کنار گذاردن اختلافات میان اعضای جامعه و ملت افغانستان تقلی می نمود؛ و باور مند بود که افغانستان از جمله کشورهایی است که از ترکیب جمعیت متنوع و متمایزی برخوردار است، و اقوام و نژادهای گوناگونی همچون پشتون، تاجیک، هزاره، اوزبک، ترکمن و عرب را در خود جای داده است. از نظر او، این ملت در برابر دشمن خویش راهی جز اتحاد ندارد، وگرنه تفرقه و اختلاف آنان را از پای درخواهد آورد؛ چنانکه میگفت:
چه نعمتی است که پیر و جوان همه یکدل کنید کار به کشور بسی و کم شمرید
وی همچنین در اشعار خود به دفاع از مرزهای کشور پرداخته است. با بررسی سیره و مطالعهی زندگی “بسمل”، روشن میشود که او وطنپرستی بیهمتا بود که از خاک میهنش دفاع کرد و هرگونه معامله یا چشمپوشی از مصالح علیا وطن را خیانت می پنداشت
این روحیه در دو واقعهی کلیدی می توان مشاهده کرد.
یکم: ماجرای جزیره درقد: در دوران امیر حبیبالله خان، توافقی میان افغانستان، روسیه شوروی و بخارا صورت گرفت که بر اساس آن، مالکیت جزایر رودخانه آمو (جیحون) بر پایه مجرای اصلی آب تعیین میشد. در سالهای ۱۹۱۷-۱۹۱۸، محمد انور بسمل به عنوان رئیس هیئت افغانی برای مذاکره به بخارا رفت. در این سفر، امیر بخارا پیشنهاد رشوه یک میلیون تنگه را به وی داد تا از ادعای افغانستان بر جزیره درقد چشمپوشی کند؛ ولی محمد انور بسمل مثل یک فرزند صادق و وطن پرست این پیشنهاد امیر بخارا را با جدیت رد و اظهار داشت که قرارداد، قرارداد است و باید آنرا مراعات نمود.
پس از تحولات سیاسی و اشغال موقت جزیره توسط شوروی، دولت افغانستان با اعلام بسیج عمومی آماده جنگ شد. سرانجام این بحران در سالهای ۱۹۳5-۱۹۳4 با امضای توافقنامهای نهایی حل شد و جزیره درقد به افغانستان تعلق گرفت.
دوم: مسئلهی «پشتونستان» میان دو همسایه، پاکستان و افغانستان؛ در آن زمان، بسمل در شعر خود مخالفتش را با بمباران مرزها اعلام کرد، و ضمن فراخوان برای حفاظت از آنها در برابر هرگونه تجاوز و دفاع از میهن، چنین گفت:
قوم افغان عسكر غيرت شعار سوى سرحد يک نظر از ديدهء عبرت گمار
نعش طفل و مرد و زن در خاک غلطيده بین مادر و خواهر بدورش با دو چشم اشکبار
تاپاکستان این ظلمی بما رسیده مثال زنگی و کافور در آئينه دار
آنكه خود را در جهان سازد مسلمان و انمود و ان شراب آيد به طبعش سازگار
اما در بخش سوم پژوهشگر به پژوهشی تطبیقی میان وی و دو تن از شاعران بلندآوازهی عرب، یعنی «محمود سامی البارودی» در مدايح نبوى و «ابوفراس الحمدانی» در حبسيات پرداخته است.
در نهایت، فصل پایانی به بررسی برجستهترین ویژگیهای سبکشناختی شعر بسمل، جنبههای بلاغی و موسیقیِ کناری ودرونی اشعار وی اختصاص یافته است.
محورهایاصلیپژوهش
- معرفیکوتاهشاعر
محمد انور بسمل (۱۲۶۳–۱۳۴۰ هـ.ش / ۱۸۸۴–۱۹۶۱ م) از شاعران برجسته معاصر افغانستان است که در کابل دیده به جهان گشود. وی افزون بر فعالیتهای ادبی، در عرصههای سیاسی و اجتماعی نیز حضوری فعال داشت و سالهایی از عمر خود را در زندان سپری کرد.
تجربههای تلخ زندگی، بهویژه حبسهای طولانی و فشارهای سیاسی، تأثیر عمیقی بر شعر او گذاشت و از وی شاعری متعهد ساخت که شعر را در خدمت بیداری ملی، اصلاح اجتماعی و بیان دردهای انسانی قرار داد. بسمل در سرایش، پیرو سبک هندی بود و در تصویرسازی و مضمونآفرینی مهارت ویژهای داشت.
- احساساتملیدرشعربسمل
یکی از مهمترین محورهای این پایاننامه، بررسی مضامین ملی در شعر بسمل است. در این بخش، شاعر بهعنوان صدای بیداری ملت معرفی شده که مردم را به اتحاد، استقلالطلبی ومبارزه با استعمار فرا میخواند.
پژوهش نشان میدهد که بسمل، آزادی واستقلال را از بنیادیترین ارزشهای ملی دانسته وبر نقش همبستگی اجتماعی در حفظ تمامیت ارضی تأکید دارد.
نمونه شعر:
اتفاق است که اقوام بدان مسعود اند ور نباشد بمیان راحت شان در خطر است
خانه جنگی و عداوت بميان اقوام هر بلای که جهان دارد از آن سخت تر است خانه جنگی است که بر باد دهد عز و شرف خانه جنگی است که بر ذلت ما دستور است
چقدر حال فلاکت بسر ملک آمد که کنون هم اثر مدهش آن در نظر است
رفت برباد همه اسلحه و ثروت ملک اينهمه دشمنی و کينهء ما را اثر است
بايد اى قوم گريزيم ز سيلاب نفاق که از این سیل بنا های قوی ته و سر است
- ارزشهایانسانیواخلاق
محور دیگر پژوهش، تحلیل مضامین انسانی در شعر بسمل است. وی در اشعار خود، مفاهیمی چون عدالت، نوعدوستی، همدلی با محرومان ومبارزه با ظلم را برجسته میسازد.
پژوهشگر نشان میدهد که نگاه بسمل به انسان، نگاهی اخلاقمحور و اصلاحگرایانه است.
نمونهشعری:
گر به باطن حسن نباشد، زینت ظاهر چه سود
بهر تصویری نبخشد رنگ و روغن زندگی
و نیز:
گر حیات جاویدان خواهی، به خیر خلق کوش
ذکر خیر از خود گذار و ساز مردن زندگی
این اشعار بیانگر نگاه اخلاقمحور و انسانگرای بسمل است.
- مسائلاجتماعیوانتقادی
در این پایاننامه، به جنبههای انتقادی شعر بسمل نیز توجه شده است. شاعر با نگاهی نقادانه، پدیدههایی چون نفاق، ریاکاری و فساد اجتماعی را مورد انتقاد قرار میدهد و آنها را از عوامل انحطاط جامعه میداند.
نمونهشعری:
خرقه زاهد نمازی نیست در کیش نیاز
کودک اشک ریا بر دامنش شاشیده است
و نیز:
بر خود ز ریش و دستار پیرایه چند بستن
روی خدا ببین، شیخ! بگذار این ریا را
این ابیات بیانگر رویکرد انتقادی شاعر نسبت به تظاهر دینی و انحرافات اجتماعی است.
- جایگاهعلموآگاهی
از دیگر محورهای مهم، تأکید بسمل بر علم و دانش است. در این پژوهش نشان داده شده که شاعر، آگاهی را شرط اساسی پیشرفت جامعه دانسته و مردم را به فراگیری علم و دانش ترغیب میکند.
نمونهشعری:
چه ممکن است ترقی به غیر قوت و علم
مدار نهضت خود، خنجر و قلم شمرید
و نیز:
در جهان امروز دشوار است بیفن زندگی
میشود با نور علمت، روز روشن زندگی
این اشعار نشاندهنده اهمیت علم در اندیشه اصلاحگرایانه بسمل است.
نتیجهگیری
این پایاننامه به این نتیجه میرسد که محمد انور بسمل، شاعری متعهد و آگاه به مسائل زمانهی خویش بوده است که شعر را در خدمت بیداری ملی، اصلاح اجتماعی و ترویج ارزشهای انسانی قرار داده است.
مرور این پژوهش نشان میدهد که آثار بسمل، نهتنها از منظر ادبی، بلکه از دیدگاه فکری و اجتماعی نیز دارای اهمیت فراوان است ومیتواند زمینهساز مطالعات گستردهتر در حوزه ادبیات معاصر افغانستان باشد.
یادداشت: شایسته است از زحمات صادقانه و علمی بانو دکتر شیما، پژوهشگر پایاننامه، قدردانی و سپاسگزاری شود؛ زیرا ترجمه و تحلیل پنج هزار بیت، کاری است که باید به آن بدیده قدر نگرسته شود.
لطف الله رحمانی
پزوهشگر مقطع دکتری دانشگاه الازهر مصر.
29/3/2026م – قاهره

دیدگاهتان را بنویسید